|
FOOGA
|
[ شنبه چهاردهم آبان 1390 ] [ 10:47 ] [ دهقانيان ]
[ ]
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني.. شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني، آه باران من سراپاي وجودم آتش است.. پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کنی... [ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 ] [ 22:56 ] [ دهقانيان ]
[ ]
گفت تا آخرش با تو میمانم
گفتم آخرش کجاست؟ گفت آخر دنیاست.... گفتم آخر دنیا کجاست؟ گفت از نگاهم پیداست... گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟ گفت نگاهم رو به پایان زندگیست... گفتم پایان زندگی کجاست؟ گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم! [ شنبه پنجم دی 1388 ] [ 18:25 ] [ دهقانيان ]
[ ]
گریه کن جدای ها ما رو رها نمی کنن آدما انگار واسه ما دعا نمی کنن گریه کن..... حالا حالاها باید از هم جدا باشیم بشینیم منتظره معجزه خدا باشیم.... گریه کن منم مثه تو دارم گریه می کنم به خدای آسمونا گلایه می کنم گریه کن تو بختمون یه برف سنگین نیومد این همه پرنده رد شد.مرغ آمیــن نیومد !!! گریه کن برای روزایی که خورشیدی نداشت دلای من وتو به فردا امیدی نداشت!!! گریه کن،فک کن دلیلی ندارم فقط همین........ واس فاصله ای که از آسمونه تا زمین گریه کن سبک می شی ! روزای خوش یادت میاد گرچه تو تقویممون نیستن اون روزا زیاد گریه کن برای رویایی که قسمت نمیشه یه شبم سره خدا واسه ما خلوت نمیشه.... گریه کن برای قولی که بهش عمل نشد.... واسه مشکلاتی که بودش و هست و حل نشد گریه کن برای اولا که عاشقوته بود حاله هم رو پرسیدن فقط یه جور بهونه بود گریه کن واسه همه واسه خودت برای من توی بارونی ترین ثانیه ها،حرفتو بزن گریه کن تا آیینه شه باز اون چشای روشنت واسه موندن لازمه فـــــــــــــــــــــــــــدای گریه کردنت [ شنبه پنجم دی 1388 ] [ 18:24 ] [ دهقانيان ]
[ ]
به تو اندیشیدن را عادتی کردم برای لحظه های تنهایی ام.
[ جمعه چهارم دی 1388 ] [ 19:17 ] [ دهقانيان ]
[ ]
وقتی کسی رودوس داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیارو بدی فقط یبار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی روهمه چی خط بکشی حتی روبرگ زندگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطر اون میزنی خیلی چیزارو میشکنی تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم اما صداشو بشنوی شب از میون دوتاسیم حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو فقط خدانکرده اون یه وقت بهت نگه برو حاضری هرچی دوس نداشت به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون وساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشینه به دلت از همه دنیا میگذری تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری حاضری جونتو بدی یه خار توی دساش نره حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر حاضری هرجاکه بری به خاطرش گریه کنی بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی رو دست مجنون بزنی با غصه ها همخونه شی حاضری مردم همشون تورو بادست نشون بدن دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنن کارتو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت مهم نباشه که کسی نخواد بشینه روبروت وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داره دیگه به چشمت نمیاد اگرکه ثروتی داری حاضری هرچی بشنوی حتی اگه سرزنشه به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا بکنی حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ عاشق باشی اما بازم بگیری دستت یه تفنگ حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی پشت سرت هر چی میگن چیزی نگی گوش بکنی حاضری هر چی که داری بیان و ازتو بگیرن پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی نذار که از دستت بره این گنج خیلی قیمتی [ پنجشنبه سوم دی 1388 ] [ 11:53 ] [ دهقانيان ]
[ ]
عزیزم خیلی دوست دارم. مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش
مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش مرا کم دوست داشته باش اما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است اگر مرا بسیار دوست بداری شاید حس تو صادقانه نباشد کمتر دوستم بدار تا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک اما صادقانه باشد من راضی ام دوستی پایدار از هرچیزی بالاتر است مرا کم دوست داشته باش امام همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من است بگو تا زمانی که زنده ای دوستم داری! ومن تمام عشق خود را به تو پیشکش میکنم [ پنجشنبه سوم دی 1388 ] [ 11:50 ] [ دهقانيان ]
[ ]
سعي کن به خاطر کسي که دوست داري غرورت را از دست بدهي نه به خاطر غرورت
[ سه شنبه هفتم مهر 1388 ] [ 16:50 ] [ دهقانيان ]
[ ]
ای خدا ای خدا ای خدا دیگه دنیا واسه من تاریکه
زندگی کوره رهی باریکه
آخر قصه من نزدیکه
این منم از همه جا وا مانده
از همه مردم دنیا رانده
رانده و خسته و تنها مانده
ای خدا ای خدا ای خدا
خنده های بچه گونه
به دلم شد آرزو
بازی عمرمو باختم
کاخ امیدی که ساختم
عاقبت شد زیر و رو
ای خدا ای خدا ای خدا
دل شاد مرا ناشاد کردی
شکستی در گلویم شوق آواز
نصیبم ناله و فریاد کردی [ سه شنبه هفتم مهر 1388 ] [ 16:49 ] [ دهقانيان ]
[ ]
اولش فکر نمی کردم که دلم رو برده باشه
يا دلم گول چشای روشنش رو خورده باشه
اما نه گذشت و ديدم که دلم ديوونه تر شد
به تو گفتم و دلت از غصه من باخبر شد
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن
می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته
من خودم خوندم تو چشمات يه کسی اينو نوشته
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست يکی شد بودن و نبودن من
اما روح من يه درياست پر از موج و تلاطم
ساحلش تويی و موجاش خنجرای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشيدن
رفتن يه راه دشوار واسه هرگز نرسيدن [ سه شنبه هفتم مهر 1388 ] [ 16:48 ] [ دهقانيان ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |